تبليغاتX
انجمن رشتی های مقیم رشت
چند وقته که بدجوری حالم گرفته. چند تا اتفاق افتاده که کمی پریشونم کرده . انگیزه ام برای کار و تلاش را از دست دادم اما هنوز مجبورم ادامه بدم . فکر می کنم دچار روزمره گی شدم . چندوقت اعتصاب کردم و از دنیای ارتباطات و اینترنت فاصله گرفتم . واقعا تحمل زندگی بدون اینترنت سخته . عجب دنیای کاذبی برای خودمون ساختیم.

به هر حال از تمام دوستانم که در این مدت به من سر می زدن تشکر می کنم . اگه اونها نبودن بیشتر احساس غربت می کردم .

سایه تهران رو سرم سنگینی می کنه . آرامشی که تو شهر خودم داشتم را اینجا ندارم . زمانی که تو رشت بودم وقتی از کار و زندگی شهری خسته می شدم می زدم به جاده ومی رفتم اونجایی که باید تمدد اعصاب کرد.

می رفتم ماسال ... شاندرمن ... اولسابلانگا ....چمخاله .... چابکسر .... همه چیز به ما نزدیک بود ... دشت و کوه و دریا . اما اینجا فقط  اتوبوس و ماشین و مترو و دود و دود و دود.

شمالیها قدر مکانی را که در آن زندگی می کنید بدانید.

+ نوشته شده توسط ماکان در یکشنبه 9 تیر1387 و ساعت 3:6 بعد از ظهر |

 

بله، گيلک بی‌غيرت است!

به تو که می‌گويی: گيلک بی‌غيرت است؛

بله نارفيق، گيلک بی‌غيرت است و تو باغيرت.
اگر چشم‌گير بودن عظمت سپاه ديلميان در ارتش ايران باستان و اثرگذاری شگرف‌شان در شکست والرين، امپراتور روم بی‌غيرتی است، گيلک بی‌غيرت است. اگر دو و نيم قرن مقاومت در برابر هجوم اعراب در حالی که تمام ايران به چنگ تازيان افتاده بود و مبارزه دليرانه «موتا» سردار ديلمی ِ سپاهيان ری و گيلان و آذربايجان در برابر اعراب بی‌غيرتی است، گيلک بی‌غيرت‌ترين ِ بی‌غيرت‌هاست.

اگر اين موضوع که گيلکان برخلاف ساير نقاط ايران که اغلب با جنگ و شمشير به اسلام رو آوردند، دو قرن و نيم بعد از هجوم اعراب و آن هم با فکر و اختيار، دين اسلام را از علويانی که برای نجات از خلفای عباسی به گيلان پناه آورده بودند پذيرفتند، اگر اين امر بی‌غيرتی است، خوب بله، گيلک بی‌غيرت است.

اگر پيشتاز بودن در نهضت بيداری و مبارزات مشروطه و فتح تهران در کنار هم‌رزمان آذری و بختياری بی‌غيرتی است، بی‌غيرت‌تر از گيلک وجود ندارد.

قومی که مردش ميرزاکوچکِ بزرگ باشد که از بيم برادرکشی، از جنگ با قزاقان ايرانی طفره می‌رفت و حتا با اسيران جنگی نيز به صحبت و ارشاد می‌پرداخت و همين ميرزا در مقابل عناصر وابسته و بيگانه چون ببر می‌غريد و قومی که زنش «هيبت» باشد که پابه‌پای شوهرش شش‌لول و پاتاوه می‌بست و در جنگل‌های سياهکل و ديلمان می‌جنگيد و پس از دستگيری نيز زير شکنجه‌های ماموران مشيرالدوله لب از لب وا ننمود، قوم بی‌غيرتی بيش نيست!

اگر به دليل ارتباط با کشورهای اروپايی، گذار از مناسبات عشيره‌ای و قبيله‌ای و حرکت در مسير مدرنيسم و صاحب فکر بودن و نگرش بی‌تعصب به مسائل داشتن و انسان ديدن ِ زن، بی‌غيرتی است، گيلک بی‌غيرت است و اگر حيوان ديدن ِ زن و خوش‌بينانه‌تر، ضعيفه و منزل و بی‌ادبی و... ديدن زن غيرت است، اگر خشک‌مذهبی و خشک‌مغزی و کور و تعصبی و جَوگير بودن غيرت است، تو باغيرت‌ترين باغيرتان عالمی!

اگر در گرما و سرما پا را تا زير زانو در آب فرو کردن و زالوهای بيجار (شاليزار) را از پای کندن و تابستان زير تيغ آفتاب درو کردن محصول و جان کندن و پيش‌فروش و پيش‌خور کردن ميوه روی درخت و محصول روی زمين از فرط نداری بی‌غيرتی است و اگر در انحصار داشتن تمام امکانات رفاهی و تحصيلی و صنعتی و اشتغالی و دو قورت و نيم باقی داشتن و ادعای مستعد بودن، غيرت است، البته که گيلک بی‌غيرت است و تو باغيرت.

اگر مشارکتِ دوشادوش و برابر مرد و زن در توليد و برابری در مديريت اقتصادی خانواده، بی‌غيرتی است، از گيلک‌ها بی‌غيرت‌تر نخواهی يافت.

اگر قرن‌ها پناه‌گاه آزادی‌خواهان و معارضان با قدرت‌های استبدادی بودن، بی‌غيرتی است، گيلان کُنام بی‌غيرتان است و اگر نعل نمودن پای عادل‌شاه (غريب‌شاه) گيلانی و به تيرکمان تيرباران نمودنش (آن‌چه که شاه صفی کرد) و قتل‌عام قيام‌های دهقانی گيلان به دست مبارک شاه عباس «کبير»! غيرت است، تو عين غيرتی نارفيق!

اگر مهمان‌نوازی و دست خويش را پيش مهمان رو کردن و ظرفيت بالای فرهنگی در پذيرش و همزيستی با مهاجران از ارمنی و کرد و آذری گرفته تا فارس و روس و ترکمن و... بی‌غيرتی است، چه کسی بی‌غيرت‌تر از گيلک؟

و البته، آذری را خر خواند و لُر را بی‌فرهنگ دانستن و گيلک را بی‌غيرت ناميدن، تنها از تو بی‌غيرت برمی‌آيد که خود را مرکز و محور همه امور و قيم و ازمابهتران می‌دانی.

اصلا جایی که تو را باغيرت بنامند، بايد که من ِ گيلک را بی‌غيرت ناميد!

این مطلب كاملا از سایت  www.varg.ir  گرفته شده است.

+ نوشته شده توسط ماکان در یکشنبه 5 خرداد1387 و ساعت 9:30 قبل از ظهر |
رشت بزرگ عزيز من

چگونه مي توانم حال و هواي خودم را توصيف كنم در حالي به مانند يك گنجشك قلبم در حال تپيدن بود و مغزم مستانه در حال گردش...

اينجا رشت است . و من گام بر زميني نهادم كه خدا به آن نظر كرده و به صورت اختصاصي آن را بنا نهاده...  رشت ... رشت بزرگ و عزيز من ... به چه بهايي تو را ترك كرده ام ...؟؟؟

اين عكس ها را خودم گرفتم... لطفا ساير عكس ها را در ادامه مطلب ببينيد...

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ماکان در یکشنبه 29 اردیبهشت1387 و ساعت 6:49 بعد از ظهر |
پگاه . محبوبترين تيم استان گيلان

بالاخره پس از كش و قوس ها فراوان و وارد آمدن ضربات سهمگين بر قلب طرفدارهاي پگاه گيلان اين تيم كه به واقع محبوب ترين تيم در نزد گيلانيان است در ليگ باقي ماند و بالاتر از تيمهاي ملوان بندرانزلي - صنعت نفت آبادان و شيرين فراز كرمانشاه قرار گرفت.

پيروزي تيم پگاه و تساوي ملوان بندرانزلي را كه موجب شد هر دوتيم در ليگ برتر باقي بمانند به هواداران دو تيم تبريك مي گوييم. از همان ابتدا ما آرزو مي كرديم هر دو سهميه گيلان در ليگ باقي بماند تا اين امر موجب اعتلاي فوتبال بازيكن ساز گيلان شود.

خسته نباشيد بچه هاي گيلان زمين.

خسته نباشيد بازيكنان گيلاني و غير گيلاني . خسته نباشي آقاي دست نشان . خسته نباشيد طرفداران پرشور و با غيرت رشت .  خسته نباشيد وبلاگنويسان طرفدار پگاه گيلان كه جو را براي شور و هيجان بيشتر آماده كرديد ... به اميد پيروزي برابر سپاهان در جام حذفي و پيروزي هاي بعدي ... انشالله قهرمان جام حذفي خواهيم بود.

+ نوشته شده توسط ماکان در یکشنبه 29 اردیبهشت1387 و ساعت 10:27 قبل از ظهر |
پس از مدتها امروز عصر به سمت رشت حرکت می کنم. آنقدر هیجان دارم که نمی توانم در پوست خودم بگنجم . دست و دلم به کار نمی رود. می خواهم این ساعات بگذرند تا من هر چه زودتر حرکت کنم. فکر اینکه امروز  فردا و پس فردا را در شهرم سپری خواهم کرد دلم را می لرزاند. هم اکنون آسمان تهران غران است. رعد و برق شدیدی می زند و باران شدیدی می بارد. امیدوارم این چند روز هوای رشت بارانی باشد و من یک دل سیر زیر باران راهپیمایی کنم.

تا شنبه خدا نگهدار...

+ نوشته شده توسط ماکان در چهارشنبه 25 اردیبهشت1387 و ساعت 10:4 قبل از ظهر |